حاج ملا هادي السبزواري

221

شرح مثنوى

آن خوان و نان : يعنى آن روزه كه « اَلجُوعُ طَعامُ الله فى الأرضِ » . يا او نعيمشان است كه « يا نَعيمى وَجَنَّتى » . چه ابا : آش ، مثل با . و در بعض نسخ « انا » - به نون - است و عربى است به معنى ظرف . ( ( 3637 ) ) هين حكايت كن از آن احوال خوش * خاك بر احوال و درس پنج و شش ن 1009 6 - ك 340 19 درس پنج و شش : يعنى علم نرد بازى . مراد ، علمِ دنيا دارى است كه * ( « إِنَّمَا اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ » 47 : 36 ( 1 ) . ( ( 3642 ) ) حال هر روزى به دى مانند نى * همچو جوى اندر روش كش بند نى ن 1009 11 - ك 340 22 به دى : به ديروز . همچو جوى اندر روش كش بند نى : درين ورطه كشتى فرو شد هزار كه پيدا نشد تخته اى بر كنار و تصوّر حق مر اين در گذر بودن اين جزئيات را ، زاجر و رادعِ قوى است از تعلق عاقل به اينها . گويند پادشاهى نگين ثمينى داشت ، و گفت نگاشته [ اى ] بر اين نگين مىخواهم كه چون نظر بر آن اندازم ، اگر مشغول شادى و كامرانىام ، مشعوف به آن نشوم و غفلت نگيردم ، و اگر به دردى و بلايى مبتلايم چون به آن نظر كنم بر من آسان شود . هر فرزانه [ اى ] چيزى گفت ، و پسند نيفتاد . ژنده پوشى بود ، گفت : بنگارند كه اين هم بگذرد اين سخن پسند شاه و عقلا آمد . زيرا كه در عيش و كامرانى چو بيند كه اين هم بگذرد عيش او مكدّر شود . * ( « وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ » 57 : 23 ( 2 ) . و اگر به دردى و غمى مبتلاست ، چو بيند كه اين هم بگذرد ، تحمل آن بر او آسان گردد ( ( 3644 ) ) هست مهمان خانه اين تن اى جوان * ضيف تازه فكرت و شادى در آن ن 1009 17 - ك 340 25 ضيف تازه فكرت و شادى : به اضافهء تازه بسوى فكرت و عطف شادى . و در بعض نسخ واو

--> ( 1 ) اقتباس از قرآن كريم ، سورهء عنكبوت ، آيهء 64 و سورهء محمد ، آيهء 36 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء حديد ، آيهء 23 . .